ببین عزیز! شما حالیت نیست قربونت برم
آقای رحیم مشایی رییس میراث فرهنگی و معاون رییس جمهور الحق نظرات جالبی در همه زمینه های ارضی و سماوی دارد و به نظرم عالم بالسر و الخفیات است. این خبره در همه امور، خودش به تنهایی بدون در نظر گرفتن دولت نهم، یکی از معجزات هزاره سوم در کره زمین است. دولت احمدی نژاد فقط کاشف ایشان است، و گرنه مشایی، مشایی است و به کسی هم ربطی ندارد. (دولت نهم علاوه بر مشایی، چندین جزیره و کشور ناشناخته را در چند جای زمین کشف کرده. حالا خدا می داند که خود مشایی به تنهایی چه چیزهایی را کشف کرده باشد. بالاخره یک روز معلوم می شود.)
رحیم مشایی اخیراً گفته که دریای خلیج فارس از 30 میلیون سال قبل، خلیج فارس بوده که شاید هم درست است و ما نمی فهمیم. قبلاً هم چیزهای عجیبی گفته بود که همه درماندند چه بگویند. حالا این مصاحبه را بخوانید ببینیم چه می شود.
من: شما خیلی مخالف دارید. مثلاً برخی...
دانشمند: برخی نداریم عزیز دلم. رییس جمهور با من مخالفتی ندارند. ناسلامتی ما فامیلیم.
من: شما می فرمایید که...
دانشمند: من که هنوز چیزی نفرموده ام. شما می گذارید آدم حرف بزند؟
من: شما سال اول که توسط دولت کشف شدید...
دانشمند: اشتباه نرو، شما حالیت نیست قربونت برم. این من بودم که دولت را کشف کردم. از 30 میلیون سال می فهمیدم که می شوم معاون رییس جمهور.
من: شما فرموده بودید که دوره اسلامگرایی هم به پایان رسیده...
دانشمند: گفته بودم، ولی بعدش تکذیب کردم.
من: مثل هاله نور و...
دانشمند: آفرین! و خاصیت تکذیب این است. حدود 30 میلیون سال قبل خودم تکذیب را اختراع کردم.
من: در باره اسرائیل هم...
دانشمند: ببین اخوی! نمی گذاری آدم حرف بزند. در باره اسرائیل هم گفته بودم که مردم آنجا دوست ما هستند. حالا هم می گویم...
من: و خیلی ها مخالفت...
دانشمند: تو دندون رو جیگر بذار حاجی! بله، مخالفت کردند و این جور حرفها ولی نفهمیدند منظور من چه بوده.
من: منظور شما چه بوده؟
دانشمند: بالاخره یک حرف درست از دهانت بیرون آمد. منظور من این بوده که مردم اسرائیل دوست ما هستند، نه اسرائیلی ها. اینجا از نظر اصول زمین شناسی و توپوگرافی، فرق است بین مردم اسرائیل و اسرائیلی ها. اسرائیلی ها صهیونیستها هستند ولی مردم اسرائیل کسانی اند که در اسرائیل زندگی می کنند و به آنها می گویند اسرائیلی ها. اصلاً معلومه من چی می گم؟
من: من که فهمیدم ولی...
دانشمند: عرض کردم، اگر آدم دقت کند، می فهمد من چه می گویم. آن «ولی» را هم بگذار برای بعد.
من: اخیراً هم فرمودید که...
دانشمند: بله، گفتم که خلیج فارس از 30 میلیون سال قبل، خلیج فارس بوده.
من: فکر نمی کنید درست نباشد، آخه...
دانشمند: «آخه» که چی؟ دقت کنید آغا جان. گفته بودم خلیج فارس از سی میلیون سال قبل خلیج فارس بوده. یعنی چی؟
من: یعنی اینکه...
دانشمند: از تو نپرسیدم که. حالا می ذاری حرفم را بزنم یا نه؟
من: من که...
دانشمند: عجبا! دوباره حرف زد! داشتم می گفتم خلیج فارس از سی میلیون سال قبل، خلیج فارس بوده. یعنی چی؟ (تو حرف نزن) یعنی اینکه خلیج فارس تا سی میلیون سال آینده هم خلیج فارس خواهد ماند.
من: ولی شما گفته بودید...
دانشمند: بله، گفته بودم از سی میلیون سال قبل. منظورم از قبل، آینده است. در برخی جاها، آینده به قرینه حذف می شود و به جای آن گذشته می نشیند. مانند اِعراب نیابی. یعنی چی؟ یعنی اینکه معارف شش بود مضمر اضافه/ علم ذو اللام موصول و اشاره. یعنی اینکه تمام مشاهیر شش تا هستند. حالا اگر شش را ضربدر 5 کنی می شود 30 تا. 30 را حالا ضربدر یک میلیون بکنی، می شود 30 میلیون. یعنی چی؟ یعنی اینکه خلیج فارس تا 30 میلیون سال آینده خلیج فارس خواهد ماند.
من: ببین! ناسلامتی من آمده ام مصاحبه کنم، نه سخنرانی بشونم...
دانشمند: مشکل تو اینه...
من: حق نداری حرف بزنی! دیگه نوبتی هم که باشه، نوبت منه! اگر حرف تو حرفم بیاری، داد می زنم تا همه بفهمند...
دانشمند: باشه، حرفت رو بزن. ولی من تکذیب می کنم.
من: ببین! شما ابواب جمعی دولت نهم همینکه میکروفن دستتان می افتد و می بینید یک عده مجبورند به خاطر وظایف شغلی و اداری حرفتان را گوش بدهند، خیال می کنید همه گاگول هستند. جان من میشه حرف نزنید؟
دانشمند: اگه حرف نزنیم، چطوری سخنرانی کنیم؟
من: این شد یه حرف حساب. یا مثل مهمان افتخاری بروید داخل سالن بنشینید و نورافکنها را بشمارید یا اینکه هرگاه خواستید سخنرانی کنید، شب قبلش با یه بچه دبستانی یا دبیرستانی توی خانواده مشورتی بکنید. مثلاً هرگاه خواستید در باره عمر خلیج فارس حرف بزنید، شب قبلش فصل دوم جغرافیای عمومی رشته کار دانش را بخوانید تا دستتان بیاید که... مجبور نباشید از خودتان حرف دربیارید.
دانشمند: عجب!
رحیم مشایی اخیراً گفته که دریای خلیج فارس از 30 میلیون سال قبل، خلیج فارس بوده که شاید هم درست است و ما نمی فهمیم. قبلاً هم چیزهای عجیبی گفته بود که همه درماندند چه بگویند. حالا این مصاحبه را بخوانید ببینیم چه می شود.
من: شما خیلی مخالف دارید. مثلاً برخی...
دانشمند: برخی نداریم عزیز دلم. رییس جمهور با من مخالفتی ندارند. ناسلامتی ما فامیلیم.
من: شما می فرمایید که...
دانشمند: من که هنوز چیزی نفرموده ام. شما می گذارید آدم حرف بزند؟
من: شما سال اول که توسط دولت کشف شدید...
دانشمند: اشتباه نرو، شما حالیت نیست قربونت برم. این من بودم که دولت را کشف کردم. از 30 میلیون سال می فهمیدم که می شوم معاون رییس جمهور.
من: شما فرموده بودید که دوره اسلامگرایی هم به پایان رسیده...
دانشمند: گفته بودم، ولی بعدش تکذیب کردم.
من: مثل هاله نور و...
دانشمند: آفرین! و خاصیت تکذیب این است. حدود 30 میلیون سال قبل خودم تکذیب را اختراع کردم.
من: در باره اسرائیل هم...
دانشمند: ببین اخوی! نمی گذاری آدم حرف بزند. در باره اسرائیل هم گفته بودم که مردم آنجا دوست ما هستند. حالا هم می گویم...
من: و خیلی ها مخالفت...
دانشمند: تو دندون رو جیگر بذار حاجی! بله، مخالفت کردند و این جور حرفها ولی نفهمیدند منظور من چه بوده.
من: منظور شما چه بوده؟
دانشمند: بالاخره یک حرف درست از دهانت بیرون آمد. منظور من این بوده که مردم اسرائیل دوست ما هستند، نه اسرائیلی ها. اینجا از نظر اصول زمین شناسی و توپوگرافی، فرق است بین مردم اسرائیل و اسرائیلی ها. اسرائیلی ها صهیونیستها هستند ولی مردم اسرائیل کسانی اند که در اسرائیل زندگی می کنند و به آنها می گویند اسرائیلی ها. اصلاً معلومه من چی می گم؟
من: من که فهمیدم ولی...
دانشمند: عرض کردم، اگر آدم دقت کند، می فهمد من چه می گویم. آن «ولی» را هم بگذار برای بعد.
من: اخیراً هم فرمودید که...
دانشمند: بله، گفتم که خلیج فارس از 30 میلیون سال قبل، خلیج فارس بوده.
من: فکر نمی کنید درست نباشد، آخه...
دانشمند: «آخه» که چی؟ دقت کنید آغا جان. گفته بودم خلیج فارس از سی میلیون سال قبل خلیج فارس بوده. یعنی چی؟
من: یعنی اینکه...
دانشمند: از تو نپرسیدم که. حالا می ذاری حرفم را بزنم یا نه؟
من: من که...
دانشمند: عجبا! دوباره حرف زد! داشتم می گفتم خلیج فارس از سی میلیون سال قبل، خلیج فارس بوده. یعنی چی؟ (تو حرف نزن) یعنی اینکه خلیج فارس تا سی میلیون سال آینده هم خلیج فارس خواهد ماند.
من: ولی شما گفته بودید...
دانشمند: بله، گفته بودم از سی میلیون سال قبل. منظورم از قبل، آینده است. در برخی جاها، آینده به قرینه حذف می شود و به جای آن گذشته می نشیند. مانند اِعراب نیابی. یعنی چی؟ یعنی اینکه معارف شش بود مضمر اضافه/ علم ذو اللام موصول و اشاره. یعنی اینکه تمام مشاهیر شش تا هستند. حالا اگر شش را ضربدر 5 کنی می شود 30 تا. 30 را حالا ضربدر یک میلیون بکنی، می شود 30 میلیون. یعنی چی؟ یعنی اینکه خلیج فارس تا 30 میلیون سال آینده خلیج فارس خواهد ماند.
من: ببین! ناسلامتی من آمده ام مصاحبه کنم، نه سخنرانی بشونم...
دانشمند: مشکل تو اینه...
من: حق نداری حرف بزنی! دیگه نوبتی هم که باشه، نوبت منه! اگر حرف تو حرفم بیاری، داد می زنم تا همه بفهمند...
دانشمند: باشه، حرفت رو بزن. ولی من تکذیب می کنم.
من: ببین! شما ابواب جمعی دولت نهم همینکه میکروفن دستتان می افتد و می بینید یک عده مجبورند به خاطر وظایف شغلی و اداری حرفتان را گوش بدهند، خیال می کنید همه گاگول هستند. جان من میشه حرف نزنید؟
دانشمند: اگه حرف نزنیم، چطوری سخنرانی کنیم؟
من: این شد یه حرف حساب. یا مثل مهمان افتخاری بروید داخل سالن بنشینید و نورافکنها را بشمارید یا اینکه هرگاه خواستید سخنرانی کنید، شب قبلش با یه بچه دبستانی یا دبیرستانی توی خانواده مشورتی بکنید. مثلاً هرگاه خواستید در باره عمر خلیج فارس حرف بزنید، شب قبلش فصل دوم جغرافیای عمومی رشته کار دانش را بخوانید تا دستتان بیاید که... مجبور نباشید از خودتان حرف دربیارید.
دانشمند: عجب!
+ نوشته شده در جمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 1:8  توسط اسماعیل منصورنژاد
|
