تبليغاتX
اندربندر - واژه ها را باید شست؛ سخنی در باب اصولگرایی و اصولتراشی

اندربندر

بگذرد این روزگار تلخ تر از زهر...

واژه ها را باید شست؛ سخنی در باب اصولگرایی و اصولتراشی

در این نوشته، خارج از طنز نکته ای را برای دوستان یادآور می شوم. نکته بسیار مهمی که مرا واداشت تا خارج از گود طنز و به صورت جدی به آن بپردازم: از این پس، هرگاه خواستم در باره دولت کنونی و اصولگرایان و رسانه های آنان طنز بنویسم، از واژه «اصولگرا» استفاده نخواهم کرد. چرا؟

برخی از بچه های موسوم به «اصولگرا» در عرصه اطلاع رسانی، ضمن اینکه دوست داشتنی اند، آدمهای با منطق و حق پذیری نیز هستند و از جاده انصاف خارج نمی شوند. این افراد تلاش می کنند تا با زبان منطق، خود را معرفی نمایند و صد البته از تخریب دیگران پرهیز می کنند. به نظر من، اصولگرای واقعی همین افراد هستند. با این حساب خودم نیز هرچند به نام اصلاح طلب شناخته می شوم، یک اصولگرا هستم و به آن افتخار می کنم و قلباً با این افراد همراهم؛ هرچند با آنها اختلاف نظر دارم. اما از صمیم قلب دوستشان دارم. صرفاً به خاطر اینکه آدمهای گستاخی نیستند و پیش از آنکه حرف بزنند، فکر می کنند و معتقدند که دیگران نیز حق تنفس دارند. این افراد، خود را حق مطلق نمی پندارند اما باور دارند که حق می گویند. هرجا نیز از در منطق و عقل با آنها وارد شوی، حرفت را گوش می دهند و برای تو احترام قایلند ولی آن را لزوماً نمی پذیرند؛ ضمن اینکه از سخن حق گریزان نیستند. همان کاری که هر صاحب عقلی می کند و از آدمی جز این انتظار نمی رود.

با این وصف، به عنوان یک طنزنویس اصلاح طلب، به «اصولگرایی» اقرار می کنم. چنین اقراری به معنای  همراهی با جریان رسمی و دولتی اصولگرا که اکثریت آنها در قالب دولت و مجلس کنونی خودنمایی می کنند، نیست و شخصاً آنان را «اصولگرا» نمی دانم. این افراد هرچند متاسفانه واژه اصولگرایی را یدک می کشند، اما به هیچ کدام از اصول شناخته شده اخلاقی، دینی، خدایی و انسانی پایبند نیستند و بیشترشان نیز از دهانی گشاد و مغزی خشک رنج می برند و چند سال است که واژه اصولگرایی را تباه ساخته اند. من از این پس، اسم این گروه را «اصولتراش» می گذارم و از به کار بردن واژه «اصولگرا» برای این عده خودداری خواهم کرد. بالاخره وقت آن رسیده است که واژه ها را بشوییم و نگذاریم عده ای خودخواه و بی منطق با مصادره «اصولگرایی»، بر گرده ی واژگانی مانند «دین، اخلاق و...» سوار شوند و در این وانفسا تر و خشک با هم سوزانده شوند و چوب حراج بر اخلاق و انسانیت بزنند تا جایی که کسی جرأت نکند خود را اصولگرا معرفی کند.

به نظرم مهمترین عاملی که باعث شده تا برخی بر «اصولگرایان» بتازند و تر و خشک با هم سوزانده شوند، همین جریان کج فهم و بی منطق است که با دیگرآزاری، تکثیر دروغ و شایعه سازی به نام دین و خدا و اصولگرایی، بانی و باعث یک فضای غیربهداشتی و مسموم شده است تا جایی که اگر من معلم در کلاس حرف از «اصول» بزنم، بلافاصله نگاهها به من سیخ شود و بگویند: «آقا شما هم آره؟!» صد البته مجبورم در چنین وضعیتی درس را تعطیل کرده و به همه بفهمانم آنچه را که شما می شناسید، «اصولگرایی» نیست، بلکه «اصولتراشی» است. و بعد اضافه کنم: آنچه این افراد می گویند، حرفهایی من درآوردی، بی پایه و اساس و بی اصل و نسب است که عنوان «اصولتراشی» زیبنده ی آن است و با «اصولگرایی» نسبتی ندارد و منطبق بر «اصول» نیست. زیرا شناخت اصول کار سختی نیست و بارزترین مفهوم آن، اخلاقگرایی و پرهیز از تهمت و افترا به دیگران است.

به نظر من، مهمترین شاخصه های اصولگرایی در عرصه اطلاع رسانی، پرهیز از دروغ و شایعه پراکنی، دقت در عدم انتساب القاب زشت و ناروا و توهین آمیز به افراد، خودداری از تخریب، تکفیر و تفسیق دیگران، مواظبت بر رفتار و کردار و گفتار و توجه به حضور حضرت پرودگار در همه حالات است؛ چیزی که «اصولتراشان» از آن بیزارند و هرگاه نیز میل به خوبی پیدا کنند و چند صباحی دست از افترا زدن به دیگران بردارند، تو گویی چیزی از درون می خوردشان و دوباره به پرتگاه زشتکاری پرتابشان می کند. در حالیکه یک اصولگرا حتی با دشمنش نیز با منطق و ادب سخن می گوید.

راستش هر گاه می بینم عده ای نابسمان از نظر اخلاقی و تازه به دوران رسیده و معمولاً بی هویت با سپر قراردادن اعتقادات مردم و سوار شدن بر واژه «اصولگرایی»، عرض یک ماه چندین سایت مشابه و صدها وبلاگ اختراع کرده اند و همزمان با سایتهای قدیمی، شب و روز خود را بر ترویج دروغ، توهین، زشتکاری، شبهه افکنی پیرامون روابط دیگران، تحقیر دیگران، متهم ساختن بی گناهان و درج مصاحبه های جعلی (بدون اینکه شخص حرفی زده باشد،) صرف می کنند؛ نمی توانم سایر افراد را که همان مدعیات را دارند ولی آدمهای عاقل و با ایمانی هستند، از آنها تفکیک نکنم. زیرا در سوی دیگر اندکی نیز هستند که ویژگی این مدعیان را ندارند، اما اصولگرا هستند و مطمئناً با من اصلاح طلب اختلاف نظر دارند و دست کم گز و قیچی و گزینه من و آنها برای ریاست جمهوری و اداره دولت و... از هم متفاوت است و باید هم باشد. این نوع سایتها و پایگاههای اطلاع رسانی که بسیار اندکند، از صفات ناپسند به دورند و شب و روز خود را بر دروغ سازی و شایعه پراکنی و الصاق تهمت به این و آن سپری نمی کنند. به نظرم برای رعایت اخلاق و انصاف و پاکسازی محیط سیاسی و فرهنگی و اجتماعی، چاره ای جز جداسازی «اصولتراشان» از «اصولگریان» نیست. این تنها کاری است که (صرف نظر از اختلاف نظر با اصولگرایان) برای تلطیف فضا از من بر می آید و امیدوارم سایرین نیز پا پیش بگذارند و در ایجاد فضایی سالم سهیم شوند. همچنان که بسیاری پیشتر از این نگارنده به شیوه های دیگری چنین کرده اند.

یادآوری کنم: پیش از این، در مطلبی نوشته بودم که در جریان موسوم به اصلاح طلب نیز افرادی از قماش «اصولتراشی» دیده می شوند. کسانی که نه به اصلاح اعتقاد دارند و نه می دانند اصلاح برگ چه درختی است. اما صرفاً به خاطر اینکه می دانند جای دیگری برای رفتن ندارند، به درخت تنومند اصلاح طلبی چسبیده اند. چنین افرادی حتی در صورت پیروزی و حاکمیت «اصولتراشان» و دعوت از آنها برای نشستن بر سر سفره، بلافاصله شعارهایشان را فراموش کرده و بلادرنگ بر سر سفره خواهند نشست و چنان لقمه خواهند گرفت که میزبان از حجم آن به وحشت افتد و از دعوتش پشیمان گردد. همان زمان، من برای تفکیک آنها از «اصلاح طلبان»، از واژه «اصطلاح طلبان» استفاده کردم تا جریان اصلاح طلبی یک دست قلمداد نشود. همچنان که امروز نیز «اصولگرا» را از «اصولتراش» جدا می کنم تا تر و خشک با هم نسوزند. خود نیز از این پس در طنزهایم از واژه اصولگرا استفاده نخواهم کرد. هرچند تا کنون با وسواس از این کلمه یاد کرده ام و بیشتر از واژه اصولتراشان استفاده نموده ام.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388ساعت 1:15  توسط اسماعیل منصورنژاد  |