چه کنیم که خاتمی به بوشهر نیاید؟
من کاری به اصلاح طلب ها ندارم. اینها نه آدم می شوند، نه درس عبرت می گیرند و نه از سیاست سر در می آورند. لذا با جدا کردن خود از این گروه، راهکارهای زیر را برای اقدام عاجل برادران مخالف جهت جلوگیری از ورود خاتمی به بوشهر پیشنهاد می کنم. خدا وکیلی اگر به این راهکارها عمل شود، خاتمی نیامده بر می گردد و حتی در بوشهر یک رأی هم نمی آورد.
1 ـ کلیه مخالفان با ذکر نام و نام خانوادگی، در طوماری به این بلندی، (حدوداً ایقد) ورود خاتمی را به بوشهر خوش آمد بگویند.
2 ـ هر چند کار سخت و طاقت فرسایی است، اما مخالفان محترم موقتاً عصبانیت و سایر ملزومات را به فراموشی سپرده و با نظم و ترتیب و ادب کامل به در خانه های مردم بوشهر رفته و از مردم بخواهند که برای استقبال از خاتمی آماده شوند. مطمئناً مردم با دیدن این رفتارها، حدود دو هفته از هوش خواهند رفت و تقریباً 10 هفته بعد متوجه می شوند که قرار بود خاتمی به بوشهر بیاید.
3 ـ مخالفان محترم یک کاغذ A5 را به سینه سنجاق کنند و رویش بنویسند «خاتمی، خاتمی حمایتت می کنیم» و با همین شکل و شمایل در شهر راه بروند؛ طوری که همه مردم ببینند. توصیه می شود هنگام راه رفتن در شهر، شیرینی بین مردم پخش کنند. با این کار، جمع زیادی از مردم خودشان را زیر ماشین ها خواهند انداخت و بر اثر صدمات، لطمات و جراحات وارده، حدود سه ماه بعد از انتخابات متوجه می شوند که خاتمی قرار بود به بوشهر بیاید.
4 ـ مخالفان بر سردر همه ادارت پلاکارد خوش آمد گویی برای خاتمی نصب کنند و از سر دسته هایشان بخواهند تا قبل از ورود خاتمی، هر شب یک سخنرانی در حمایت از وی اجرا کنند. هرچند کار سختی است، اما پیشنهاد می شود موقتاً ادب و نزاکت را در هنگام سخنرانی رعایت فرمایند. لذا برای چند شب هم که شده، از هر گونه افترا، توهین، فحش و... پرهیز شود. با این کار مردم در پای سخنرانی شوکه می شوند و حدود 6 ماه بعد از انتخابات متوجه می شوند که خاتمی قرار بود کاندیدای ریاست جمهوری شود.
نتیجه: اگر به این پیشنهادات عمل شد و خاتمی به بوشهر آمد، من اسم خودم را عوض می کنم. بیایید یک بار هم شده این کار را امتحان کنید. با این کار خاتمی به بوشهر که نمی آید هیچ، ریشه اصلاح طلبی نیز برای همیشه از بوشهر کنده خواهد شد و آقایان مسعود شکوهی، ماشاءالله حیدرزاده، یونس قیصی زاده، رضا معتمد و سایر زاده ها و نژادها برای همیشه و با سرافکندگی از بوشهر بیرون خواهند رفت و تا آخر عمر مخفیانه زندگی خواهند کرد. خاتمی هم برای همیشه خانه نشین می شود و یادش خواهد رفت که در کجا زندگی می کند و اصولاً ریاست جمهوری برگ چه درختی است یا اینکه چیزی به نام «بوشهر» را می کارند یا خودش سبز می شود. هر گاه هم از ایشان بپرسند: نظرت در باره اوضاع مملکت چیست؟ پاسخ می دهد: «هی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی؟ بره جهنمتابو!» (کجایش خنده داشت؟!)
